عرفان.فرشته منی ولی برو ب جهنم

صفحه یافت نشد

یارو رو می برنش جهنم.وسط راه میگن به تو یه آوانس میدیم ، میگه چی؟میگن اینجا 2 نوع جهنم داریم یکی جهنم ایرانی ها و یکی جهنم خارجی ها.میپرسه فرقش چیه؟میگن تو جهنم خارجی ها هفته ای یک بار قیر داغ میریزن تو دهنتون اما تو جهنم ایرانی ها هر روز.خلاصه میگه من میرم تو جهنم خارجیا. یه چند ماه بعد میبینه اینجا خیلی ناجوره میگه خوب شد تو جهنم ایرانی ها نرفتم که کارم زار بود اما بد نیست یه سری به اونها بزنم تا به اینجا راضی باشم خلاصه میره میبینه همه نشستن
به یک فرشته گفتم:برو و معشوقم که عاشقش هستم را ببوس!!فرشته رفت و وقتی برگشت دیدم چشماش اشکیه و گریه کرده!!به فرشته گفتم: معشوق مرا بوسیدی؟! فرشته گفت:نه نشد !! به فرشته گفتم:چرا؟فرشته مهربون گفت:دو فرشته هیچ وقت همدیگرو را نمی بوسن !
شد رهگذر کوچه ی غم ها، به جهنمبیچاره و آواره و تنها، به جهنم
در جهل و خرافاتِ خودش ماند و پرید ازفردوس برینِ دلِ من تا به جهنم
امروز نفهمید که بدجور ضرر کردوقتی که بفهمد شده فردا، به جهنم
با پایِ خودش آمد و با پایِ خودش رفتیک روز به قلبِ من و حالا به جهنم
از عشق فقط رنج نصیبم شد و یک عمرهرچند ستم شد به من اما، به جهنم...
"محسن زعفرانیه"
جمله ”بسم الله الرحمن الرحیم“ 19 حرف است، و در آیه 74:30 سوره مدثر آمده است كه نگهبانان جهنم 19 فرشته هستند
و هر كس كه بگوید قرآن سخن انسان است خداوند او را وارد جهنمی میكند كه 19 فرشته نگهبان آن هستند.
ما میدانیم که عدد 19 عدد اول ( prime number ) است. عدد اول ...
شیخ اشراق در ابتدای «حکمت الاشراق» می‌گوید: اگر کسی فرشته ندیده است، یا فقط یکی دوبار دیده است، راضی نیستم کتاب مرا بخواند! از کسی راضی هستم این کتاب را بخواند که فرشته دیدن برایش عادی شده باشد. امام خمینی (ره) هم در جایی می‌گویند: می‌خواستم «حکمت الاشراق» را در قم تدریس کنم، میرداماد به خوابم آمد و گفت که درس نگو! از همین جا معلوم می‌شود که امام خمینی(ره) هم یقیناً چیزهایی می‌دیده است.مقالۀ رمضان و عرفان، احمد عابدی
چه کسی گفته است که فرشته ها فقط زن هستند؟
من مردی را میشناسم که هرشب در شعرهای من راه میرود
بال ندارد ولي شبیه فرشته هاست ..........
آسمانی نیست اهل زمین است 
اما هرشب درخوابهایم آرام می آید ومرا میبوسد ومیرود او قطعا فرشته است
این را امروز فهمیدم وقتی به من خندید بلکهایش میدرخشیدند................
سند بهشت و جهنم!!!
در قرون وسطا ؛ کشیشان بهشت را به مردم می فروختند و مردم نادان هم با پرداخت هر مقدار پولي قسمتی از بهشت را از آن خود می کردند. فرد دانایی که از این نادانی مردم رنج می برد دست به هر عملی زد نتوانست مردم را از انجام این کار احمقانه باز دارد تا اینکه فکری به سرش زد ... به کلیسا رفت و به کشیش مسئول فروش بهشت گفت : قیمت جهنم چقدره ؟کشیش تعجب کرد و گفت : جهنم ؟!مرد دانا گفت : بله جهنم.کشیش بدون هیچ فکری گفت : ۳ سکه. مرد سراسیمه مبلغ را پرداخ
دکتر محمدجواد رودگر، نشر کتاب های پرستو، وابسته به انتشارات امیرکبیر
در این اثر همه اصول، روش ها، مولفه ها، مقامات و احوال عرفانی بر محور سیر سالکان عاشورایی و سلوک و جذبه اصحاب کربلایی ترسیم و تصویر شده است. نویسنده کتاب در مقدمه نوشته است: «عرفان عاشورایی سرمایه اصلی معرفتی، معنویتی و شریعتی اش قرآن کریم و عترت طاهره است؛ یعنی عرفانی است ثقلینی، عرفان ناب و خالص که راه و راز سلوک را تا شهود کاملاً تبیین کرده و مفهوم و مصداق، عنوان و معنون
تیک تاک تیک تاک . . .
ساعت ها از پس هم میگذرند و خبر می آورند که آمدن فرشته ای نزدیک است
فرشته ای از جنس آدمیزاد
فرشته ای مهربان و جذاب . . .
..............................................
فقط چند روز دیگه مونده و بنده بسی مشتاقم واسه تولد بازی واست
دوستت دارم زهرای من :* :* :*
یادت نره ها . . . ;)

زندگی همینه ،
انتظار یه آغوش بی منت…
یه بوسه بی عادت…
یه دوستت دارم بی علت…
باور کن زندگی
همین دوست داشتنهای ساده است…
 
 
 
 
به یک فرشته گفتم : برو و معشوقم که عاشقش هستم را ببوس!!
فرشته رفت و وقتی برگشت دیدم چشماش اشکیه و گریه کرده!!
به فرشته گفتم : معشوق مرا بوسیدی؟!
فرشته گفت : نه نشد !!
به فرشته گفتم : چرا؟!
فرشته مهربون گفت : دو فرشته هیچ وقت همدیگرو را نمی بوسن
تقدیم به تو عزیز و دوستت دارم
 
 
فرشته تصمیمش را گرفته بود. پیش خدا رفت و گفت: "خدایا...می خواهم زمین را از نزدیک ببینم ، اجازه می خواهم و مهلتی کوتاه. دلم بی تاب تجربه ای زمینی است." خداوند درخواست فرشته را پذیرفت... فرشته گفت: "تا بازگردم ... بال هایم را اینجا می سپارم . این بال ها در زمین چندان به کار من نمی ایند ." خداوند بال های فرشته را بر روی پشته ای از بال های دیگر گذاشت و گفت : "بال هایت را به امانت نگاه می دارم ...اما بترس که زمین اسیرت نکند ... زیرا خاک زمینم دامنگیر است ..."
فرشته
با دروازه جهنم آشنا شویددروازه روستایی است در استان آخال ترکمنستان.دروازه جهنم محلی است در نزدیکی این روستا که توسط افراد محلی این‌گونه نامیده شده‌است. در سال ۱۹۷۱ میلادی هنگامی که زمین شناسان روسی در جستجوی گاز مشغول حفاری بودند، بطور اتفاقی به حفره‌ای زیرزمینی بر می خورند. زمین در محل حفاری ریزش کرده و حفره ای به شعاع ۷۰ متر ایجاد می شود. پس از نشت گاز متان در حفره، آن را آتش زدند تا بدین طریق از انتشار گازهای سمی جلوگیری کنند و از آن زم
باربری فرشته : اسباب کشی منظم و با برنامه همراه با مجهزترین ناوگان بابری شهری و بهترین خدمات بسته بندی را از باربری و اتوبار فرشته بخواهید. باربری تخصصی ، بسته بندی حرفه ای و سرویس باربری مجهز با کاملترین امکانات هدیه باربری فرشته به شماست. با ما تماس بگیرید.
توبار الهیه (فرشته) , باربری الهیه (فرشته) ,اتوبار الهیه (فرشته), باربری الهیه (فرشته), اتوبار محدوده الهیه (فرشته), باربری محدوده الهیه (فرشته), اتوبار منطقه الهیه (فرشته), باربری منطقه الهیه (فرشته), اتوبار ,الهیه (فرشته), باربری, الهیه (فرشته) با 20 در صد تخفیف
22382663
شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند. فرشته پری به شاعر داد و شاعر ، شعری به فرشته. شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعرهایش بوی آسمان گرفت و فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت. خدا گفت : دیگر تمام شد. دیگر زندگی برای هر دوتان دشوار می شود. زیرا شاعری که بوی آسمان را بشنود، زمین برایش کوچک است و فرشته ای که مزه عشق را بچشد، آسمان برایش تنگ
تشکر از مدیر وبلاگ سعی کن فقط خودت باشی
http://satanperdu.blogfa.com/
 
 
فرشته‌ها به صف شدند؛ با پیراهن‌‌های سفید بلند، برخی صورتی برخی نیلی و برخی سفید
خدا بر هر كدام یك نام نهاد؛ و آرام صدایشان می‌كرد: مادر، همسر، زن، خواهر، دختر ... مراسم معارفه و تحویل وظیفه محوله بود، فرشته‌ها هریك روی ماه خدا را می بوسیدند و آسمان گشوده می شد و به زمین هبوط می‌كردند در حالی كه دستشان بوی قلب خدا می‌داد ...
 
پ.ن:
-یك زن یك مادر یك دختر یك عشق خالص و ناب، یك فرشته مهربان، یك كپسول اكسیژن كه هوا می دهد به ریه‌های ناآرام....
بین علمای دینی اختلافی هست مبنی بر اینکه جهنم کجاست در اسمان است یا در زمین جوابش اینه که هرجا که شماها علمای دینی در آن هستید جهنم است جهنمی وحشتناک وسیاه و انتهایی نامعلوم پر است از استرس و فشار و ترس بلعکس جایی که شماها در ان نیستید و یا اثری از شماها در ان نیست بهشت است فرقی نمیکنه هرجایی که میخواد باشه
جهنم
گلشنم جهنم شد در دیارِ شیدایی قامتِ دلم خم شد زیر بار شیدایی خرمنِ شقایق را دست کینه آتش زد دودِ فتنه می‌پیچد در بهار شیدایی آسمان چراغت را یک نفس فروزان کن
غرق در سیاهی شد، روزگار شیدایی
در خرابه‌ی حسرت، غمگنانه ‌می‌بازم گوهرِ جوانی را در قمار شیدایی
آتشینْ‌دلی دارم، پر ز خون و خاکستر
چون شهاب می‌سوزد بر مدار شیدایی از کمرکشِ کوهی چشمه‌ای نمی‌جوشد ریشه در عطش دارد شاخسار شیدایی جنگل غزل دارد، دار عشق می‌زایَد
سر به عرش می‌ساید،
پاورپوینت (اسلاید) عرفان حافظ
دانلود پاورپوینت ارائه کلاسی درس تعلیم و تربیت اسلامی پیشرفته، با موضوع عرفان حافظ، در حجم 32 اسلاید. عرفان عملی عبارت است از سیر و سلوک انسان، یا بیان سیر و سلوک انسان الی الله، و به عبارت دیگر بیان حالات و مقامات انسان در سیر به سوی حق که از اولين منزلی که عرفا ...
قیمت: 5500 تومان

فروشگاه فایل
گاهی نگاه می‌كنی كه جهانت جهنّم است ...
خاطره  پشت  خاطره كرانت جهنّم است ...
ایستاده ای  كه گلی  سرخ  برایت بیاورد ...
ندانسته ای  كه رنگ آسمانت جهنّم است ...
فریاد  كن كه  دلت  را به آتش كشیده اند ...
نم نم  باران  و شعر بهارانت جهنّم است ...
طواف  حضرت دوست می كنم هر شب ...
انگارنه انگاركه جزای‌ایمانت جهنّم است ...
غرق‌صداقت‌شدم كه بدانی جواب چیست ...
كوچه‌ی تنگ‌وقیمت چشمانت جهنّم است ...
ما  را  كه  بهشت راه نمی دهند می دانم ...
زمین  و زمان بی طعم لب
اولين بار که براش اشک ریختمرفتم پیش خدا فریاد زدم چرا؟خدا به آرامی گفت:هیسسسس فرشته ها تازه خوابیدنزیر لب پرسیدم پس من چی؟با مهربانی گفت:تو واسم عزیزترینی...بغض کردم و گفتم:فرشته ی من رفت...خدا نگاهم کرد و گفت:اذیتش کردیبا اشک و هق هق گفتم:نمیدونم...خدا گفت:امدی دنبالش تو آسمون؟؟؟گفتم:آره،نامرد بهم قول داده بود بدون من جایی نره...خدا لبخند زد...سرمو بالا کردم و گفتم:من بدم یا اون؟؟؟خدا گفت:هیچکدوم...داد زدم و گفتم:اون بد بود تنهام گذاشت اون بد بود
به سوی تو، به طرف کوی تو، به پای جان آیم به آرزوی تو، مگر تو را تو جویم، که جانفزایی نشان تو گه از زمین گاهی ز آسمان جویم رهی اگر پویم، ره تو می پویم، بگو کجایی کی به جز به راه تو، راه دگر گذرم به غیر نام تو نام دگر نبرم به دیده ی حیران، خموش و سرگردان، به جستجویت بیا به سوی من، بیا به سوی من، بیا به سویم بیا به سوی من، فرشته خوی من، فرشته رویم تویی در خیال من، بازآ رمیده غزال من ای جان پرور، بیا که بار دگر ببینمت یک نظر به دیده ی حیران، خموش و سرگرد
شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند.فرشته پری به شاعر داد و شاعر شعری به فرشته.شاعر پر فرشته را لای دفترش گذاشت و شعرهایش بوی آسمان گرفت.و فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت. خدا گفت: دیگر تمام شد.دیگر زندگی برای هر دوتان دشوار می شود. زیراشاعری که بوی آسمان را بشنود زمین برایش کوچک است و فرشته ای که مزه عشق را بچشد آسمان برایش تنگ.
یکی از مهمترین پرسش های فلسفی عرفان این است که در یافتِ عارف از حقیقت هستی یا خداوند متعال، این یافت عارف به چه چیز دسترسی دارد و تعیّنات عارف و شرایط زمانی و مکانی او چه دخلی در این ماجرا دارند؟
مقالۀ راندولف ت. دبیل به طور مفصل به این مطلب می پردازد که ترجمه و تلخیص کردم:
لینک دانلود: فلسفۀ عرفان: ذات گرایی یا ساخت گرایی

اولين بار که براش اشک ریختمرفتم پیش خدا فریاد زدم چرا؟خدا به آرامی گفت:هیسسسس فرشته ها تازه خوابیدنزیر لب پرسیدم پس من چی؟با مهربانی گفت:تو واسم عزیزترینی...بغض کردم و گفتم:فرشته ی من رفت...خدا نگاهم کرد و گفت:اذیتش کردیبا اشک و هق هق گفتم:نمیدونم...خدا گفت:امدی دنبالش تو آسمون؟؟؟گفتم:آره،نامرد بهم قول داده بود بدون من جایی نره...خدا لبخند زد...سرمو بالا کردم و گفتم:من بدم یا اون؟؟؟خدا گفت:هیچکدوم...داد زدم و گفتم:اون بد بود تنهام گذاشت اون بد بود
یادم میآید کودک که بودموقتی که باران میبارید...عصرها به کوچه میرفتمکه فرشته هارا ببینم !گمان میکردم هاله نور چراغ های شبانگاهیکه روی آسفالت خیس کوچه می افتاندفرشته هستند !فرشته های رنگی...چه رویای شیرینی داشتم در کودکی...فکر میکردم فرشته ها تنها در باران خودشان را نشان میدهندبزرگتر که شدمآن فرشته هاهم دیگر فراموش شدند...حالا هروقت که باران میباردبا یک استکان قهوه...کنار پنجره اتاقم منتظر میمانممنتظر آمدن یک فرشته...
1. گفتند بیمار شده ام و همه چیز ، صرفن یک توهمِ دردناک است که حالا دیگر زیادی کش آمده.2. گفتم به جهنّم؛ و تصمیم گرفتم مثل کودکی که از طعم تلخ شربت سینه رنج می برد، به آدم بزرگ هایی که به نظر می رسد حال شان از من به تر است اطمینان کنم.
پست، مالِ چند ماه پیش است؛ بعد از مکالمه ی طولانی ای که پیرامونِ مسائلِ این طوری با عرفان خانِ ناظر داشتم و قانع ام کرد که باید دست بردارم. گاهی اصرار بر نگه داشتنِ یک طناب توی دست، بیش تر به آدم آسیب می زند، تا رها کرد
واکنش آقایان به رنگ موی همسرشان:انگلیسی ها :عزیزم مثل فرشته ها شدی!آمریکاییها :عزیزم ماه بودی ماه تر شدی!ایرانیها :هر چی من بدبخت کار کنم، بده آشغال بمال به سرت.--------------------------------------------------------------الان شما اگه همینطوری بیکار هم نشسته باشید تو خونهاز نظر پدر و مادرتون، بچه همسایه یا بچه فامیل بهتراز شما بیکار میشینه !----------------------------------------------------------------دختر: مامان من زن این مرد نمی شم!مادر: چرا دخترم؟ مگه این مرد چه عیبی داره؟دختر: اون به جهنم اعت
فیلم ایرانی فرار از جهنم,خرید فیلم ایرانی فرار از جهنم,فروش فیلم ایرانی فرار از جهنم,دانلود فیلم ایرانی فرار از جهنم,بازیگران فیلم ایرانی فرار از جهنم,سایت خرید فیلم ایرانی فرار از جهنم,سفارش ارزان فیلم ایرانی فرار از جهنم,سفارش فیلم ایرانی فرار از جهنم,دانلود رایگان فیلم ایرانی فرار از جهنم,سفارش اینترنتی فیلم ایرانی فرار از جهنم,خرید پستی فیلم ایرانی فرار از جهنم,خرید ارزان فیلم ایرانی فرار از جهنم,فروش پستی فیلم ایرانی فرار از جهنم,خری
معما 1
فرض کنید در یک جایی هستین و 2 عدد در آنجا واقع شده که این دو تا در یکی شون به روی بهشت باز میشه و دیگری به روی جهنم
و در جلوی هر در یک فرشته ایستاده یکی از فرشته ها دروغگو و دیگری راستگو
شما نه می دانید که کدام یک از درها بهشت وکدام یک جهنم است
و نه میدانید کدام فرشته راستگو و کدام دروغگو است حالا چطور راه بهشت رو پیدا می کنید
باید متذکر بشوم که به درها نمی توانید دست بزنید و نگهبان ها باید در را برای شما باز کنند و نگهبان ها با دستور شما در ر
به جهنم....... به هر دلیل نادلیلی حرکت نکنی ....من بازنمی ایستم.وقتی دلیل یبوست دم ظهرت هم مرا میدانی...پس فردا اگر تا پیری زنده ماندم به شور و ذوق از تودیدن برای وجودم امیدی نیست.بمان....ایستا باش....کند جلو برو...
حسم دارد قوی تر میشود....من پیش تو ماندنی نیستم
سلام فرشته من خیلی دلم گرفته آخه بابای اذیتم کرده دلم شکسته 
دوست دارم گریه کنم اما نمیشه... من وقتی تنهام گریه میکنم بعضی روزها اینقدر گریه میکنم که دیگه اشک چشمام شور نیست
کاش......
الآن که دارم تایپ میکنم دارم آهنگ مورد علاقه ام رو گوش میکنم (ماه و ماهی)
میشه برام دعا کنی؟؟تو فرشته ای پاکی برای مامانی دعا کن
 
 

وب سایبا یا خدای تاریکی ها که از هما جا امده اسم کرکتریه که در بالا میبینین.او همان برادر بزرگ تر ساب زیرو است که توسط اسکورپیون به جهنم رفته و توسط کوان چی جادوگر جهنم به اینی که میبینین تبدیل شده.او پس از شرکت در قول دادن برای کشتن شائو کان به سرزمین تاریکی ها میره و به تمرین میپردازه.بهترین سایه ی اونجا رو در اختیار میگیره و به جهنم بر میگرده.این شخصیت به خوبی بر سبک monky چیره میشه و از سلاح های مرگبارش میشه به تیغ هاش سایه اش و فرستادن افراد ب
پت و مت رو میبرن جهنموسط راه بهشون میگن بهتون یه آوانس میدیممیگن چیه؟میگن اینجا 2 نوع جهنم داریم، یکی جهنم ایرانی ها، یکی جهنم خارجی هامیپرسن فرقش چیه؟میگن تو جهنم خارجی ها هفته ای یه بار قیر داغ میریزن تو دهنتون، اما تو جهنم ایرانی ها هر روز!خلاصه پت میگه من میرم تو جهنم خارجیا و مت هم میاد تو جهنم ایرانیا...یه چند ماهه بعد پت میبینه خیلی ناجوره اینجا! میگه بیچاره مت که هر روز قیر میخورهخلاص میره میبینه مت با رفیقاش نشستن دارن حال میکنن و خبر
چقدر دردناک وسنگین است
کسی از درد می پیچد کنارت
مرگ نزدیک است
امیدی نیست صدایت دور
کسی هم در کنارت نیست
شب وتاریک وباد میکوبید
وحشتناک
خواهرم از درد می لرزید
وفریادش بلند در گوش ودر خانه ی خالی می پیچید
تا سحر همراهش سخت نالیدیم 
نخوابیدیم
چقدر بیچاره بودیم تنها
نه درمانی ،نه انسانی
که ما را اوکند یاری
فردا شد مادرم به شهرش برد
ولي در آغوش مادر آن فرشته مرد
آن فرشته پر کشید ورفت
تا درنگ کردیم
او نگاهش را برید ورفت
فقر یعنی مردن
معنی زندگی را

گوشه ای از عظمت خدا در اعجاز عددی قرآن


دنیا 115 بار آخرت 115 بار
گیاه 26 درخت 26
تابستان گرم 5 زمستان سرد 5
زکات 32 برکت 32
شراب 6 مستی 6
فقر 13 ثروت 13
فرشته 88 شیطان 88
بهشت 77 جهنم 77
حیات 71 موت 71
بگو 332 گفتند 332
الرحمن 57 الرحیم 114
الفجار 3 الابرار 6
سختی 12 آسانی 36
مصیبت 75 شکر 75
جهر(آشکار) 16 علانیه(پنهان) 16
گوشه ای ازاعجازقران

صبر 102 شدت 102
سرور 4 حزن 4
حسنات 180 سیئات 180
یوم (روز) 365 بار به تعداد روزهای سال شمسی
شهر(ماه) 12 باربه تعداد ماهها
عکس آقای خامنه ای

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها